زندگی و شهوت

ما انسان ها برای زندگی در هماهنگی با طبیعت آفریده شده ایم. همانطور که قبل از انقلاب صنعتی و شهرهای بزرگ بزرگ شدند.
این که ما به صورت خدا آفریده شده ایم، البته به این معنا نیست که خدا انسان است، بلکه به این معناست که ما از روی عشق و برای عشق آفریده شده ایم.

زندگی در عشق کامل روی زمین، صرفاً زندگی در هماهنگی با طبیعت و پیروی از قانون طلایی رفتار با همسایه خود است که دوست دارید با تمام این ابزارها با شما رفتار شود.

در جامعه مدرن امروزی، ما آنقدر با موجودیت طبیعی خود بیگانه شده ایم که بسیاری از ما نمی دانیم آنها چه کسانی هستند، به کجا می روند یا چگونه زندگی طبیعی و خوبی داشته باشند.

به ما یاد داده اند که برای زنده ماندن یا داشتن زندگی خوب باید تحصیلات داشته باشیم. این نمی تواند فراتر از واقعیت باشد، زیرا مدارس، دانشگاه ها و دانشگاه ها در سطح بالایی قرار دارند و بیشتر برنامه های درسی بر اساس دروغ و تبلیغات طراحی شده است تا ما را به برده های مزدی مطیع تبدیل کند که مادام العمر مالیات می پردازند، چه زن و چه مرد - این چرا نخبگان قدرت آزادی زنان را به راه انداختند / "آزادی زنان"

برای زنده ماندن در اینجا روی زمین، مهارت های زندگی مورد نیاز است:

- کشت و نگهداری مواد غذایی
- دام پروری
- ساختن
- صنایع دستی
- آشنایی با گیاهان و گیاهان
- پیوندهای خانوادگی قوی
- تماس با منبع خلقت

و برای آرامش درونی: عقل سلیم برای اجتناب از همه تلاش های بیرونی برای ایجاد هرج و مرج در ذهن ما.
برای جلوگیری از: حواس پرتی و سرگرمی. بازی های ویدیویی، تماشای تلویزیون، پورن و غیره

پورنوگرافی، مانند رابطه جنسی بدون عشق و رابطه جنسی با پیشگیری از بارداری، برای رفاه و
دفعات ما ویرانگر است. روح ما نیز با برنامه ریزی، استرس و هیاهوی وجودی در جستجوی کمال سازگار نیست. بدن کامل، شریک کامل، بزرگتر - سریعتر - بهتر، یا زندگی لوکس و پر زرق و برق بدون تماس واقعی با نیاز ذاتی ما به تماس با زمین.

ما که فرزندان خدا هستیم (از همه اینجا روی زمین دورتر است) در عشق، با عشق، برای عشق آفریده شده ایم تا  خود را بشناسیم، یاد بگیریم، رشد کنیم و بالغ شویم و سپس برگردیم. خانه این همان "معنای زندگی" است.  یکی از بزرگترین فریبکاری ها در فرهنگ غرب، تاکید بر مادی و فیزیکی است. ما بدن خود نیستیم، بلکه روحی که در آن ساکن است، به بدن زندگی می بخشد. مرگ وجود ندارد. ما بدنمان را رها می کنیم و بسته به فرکانس کلی که در این زندگی یا تجسم داشتیم، به مناطق/ابعاد/جهان ها و قلمروهای دیگر می رسیم.

وقتی روح ما برای اولین بار به عنوان موجودات پاک و پر از زندگی و آرزو به اینجا می آید، خیلی زود به ما اطلاع می دهند که آسیب پذیر هستیم و اگر مراقب نباشیم ممکن است بمیریم، که زمین در شرف نابودی است، تا همه چیز به پایان برسد. و اینکه عیسی، پسر خدا، که محبت تجسم یافته بود، برای ما مصلوب شد. آیا اینگونه از پدر مهربانتان پاداش می گیرید؟! این در آگاهی ما حک می شود تا زمانی که بسیاری از آنها چنان از مرگ می ترسند که جرات زندگی کامل را ندارند. خودفریبی متعاقب خود درمانی اشکال و انواع مختلفی از سوء استفاده را دارد.

















 

چیزی که به اکثر مردم آموزش داده نشده این است که عیسی به اینجا نیامده تا برای گناهان ما بمیرد. او به اینجا آمد تا به ما عشق و بخشش بیاموزد و به ما نشان دهد که زندگی ابدی داریم. هنگامی که عیسی زندگی زمینی را ترک کرد، چنان مجهز و در توانایی خود در بخشش آنقدر پیشرفته بود که در نیمه راه بهشت بود و نه درد و نه رنج را احساس می کرد. او بر امور جسمانی مسلط بود و تمام وجودش را به دست خدا سپرده بود. این ثمره وقف زندگی برای خداست. تا دنیا را ترک کنیم و به خود اجازه دهیم که توسط روح القدس که ما را به خانه پدرمان نشان می دهد، برآورده شود.

عیسی ما را به مطالعه دوره ای در معجزات دعوت می کند که در دهه 1970 برای ما آورد. این دوره چیزی است که همه باید طی کنند، فقط زمان تکمیل آن داوطلبانه است. ما اکنون در حال افزایش فرکانس از نوع بی‌سابقه‌ای هستیم که نخبگان قدرت هر کاری برای مهار آن انجام می‌دهند. آنها در دهه های اخیر تلاش های خود را برای کاهش فرکانس ما و جلوگیری از اتفاقات آینده تشدید کرده اند. بازگشت مسیح. بله، ما در آخرین زمان زندگی می کنیم، کاملاً طبق کتاب مقدس. آنچه اکنون مهم است این است که زندگی خود را بسازید، از خانواده خود مراقبت کنید، از شهر بزرگ دور شوید، از همه انواع واکسن ها خودداری کنید، استفاده را متوقف کنید. خمیر دندان حاوی فلوراید، ضد آفتاب و عینک آفتابی تا بتوانیم تا حد امکان نور (حقیقت/عشق) را جذب کنیم تا بتوانیم به خانه نزد پدرمان برگردیم.
















 


غده صنوبری یا چشم سوم و چاکرای تاج (کرونا) اهداف جهان/شیطان/لوسیفر هستند، زیرا آنها ارتباط ما با خالق ما و جهان ارواح هستند. مردم به طور کلی و مسیحیان به طور خاص تمایل دارند در مورد chakras  و ارتباط روحی بدبین باشند. سپس در نظر بگیرید که عیسی پس از ترک زندگی زمینی، بارها در رویاها و مکاشفه ها نزد شاگردان آمده است. از طریق این "چشم سوم" است که این نوع تماس امکان پذیر است!* فلوراید یک سم عصبی است که غده صنوبری را تجمع و کلسیف می کند. مشخص است که فلوراید در زندانیان روسی در سیبری برای سازگاری بیشتر آنها استفاده شده است. از سوی دیگر، اگر پذیرای هدایت الهی باشیم، از هیچ کس دیگری پیروی نمی کنیم و این «براندازی اجتماعی» است. در زمان عیسی نیز همینطور. این دانش‌ها همراه با علم توانایی‌های ما از طریق قدرت کندالینی، آموزه‌های اولیه عیسی هستند که مصادره شده‌اند و هنوز برای اکثر افراد امروزی نسبتاً ناشناخته هستند و به عنوان مخفی شناخته می‌شوند. خود اصطلاح غیبت به سادگی به معنای "پنهان" است - دانش عمدا از توده ها پنهان نگه داشته می شود.